خواسته را، راه بودن نیست.
نبود مدرک در دستم،
مدرک نبودن نیست.
----------
این مطلب را در حاشیه جزوه ای نوشتم که در طی یک دوره چهار روزه در زمینه مرور نظام مند متون علمی به ما دادند. در آن جزوه ذکر شده بود:«Absence of evidence is not evidence of absence» و من آن را به صورت مطلب بالا نوشتم. این دوره نکات بسیار جالبی داشت، اما شخصی ترین احساس من، این نکته بود که با وجود آن که تحصیل دکترایم به اتمام رسیده و با وجود این که در زمینه مرور نظام مند گمان میکردم کلی تجربه و مطالعه دارم، اما باز هم گستردگی مطالب، حس ندانستن و نیاز به یادگیری را بدجوری به رخم می کشید. یادم میاد در دوران دانشجویی گمان میکردم یک استاد باید «تمام» مطالب حوزه خودش را بداند، نکته ای که اکنون به حساب جوانی ام در آن دوران میگذارمش و از این بعد سعی میکنم مراقب «گمان کردن» هایم باشم و یادم باشد که: «ان الظن لا يغني من الحق شيئا» [ يونس 36 ]. تسلی بخش این احساس من، این نکته بود که شاید من در زمره جوان ترین شرکت کنندگان این دوره بودم که از سوی موسسه کوکران (The Cochrane collaboration) برگزار شده بود و مسن ترین هم احتمالا خانمی بود در حدود 60-70 سال که از کانادا برای شرکت در این دوره به ناتینگهام آمده بود. یادگیری انتها ندارد، دانشجویی یک شغل مادام العمر است که با فارغ التحصیلی از دوره دکترا تازه شروع میشود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر