فکرفزونی

حتی برای شعر گفتن به کلام نیاز نیست
جایی که حس نبود واژه کارساز نیست
خاموش کن صدای پر هیاهوی ذهن را
بینا نبود کسی که چشم دلش باز نیست

work and sense

It is amazing and nice
to work in a place
your eyes
see smiles
your ears
yes is what it hears
kindness is felt by heart
and people are treated as if they're cool and smart

صلح و صفا

چو بانگت را شنیدم من به هر گوش
به دل غوغا بود از سر رود هوش
بود صلح و صفا در روزگارم
در خانه زند ساقی که می نوش

شادی و پیروزی

این لحظه که در پیش من است
فرصتی ناب برای رفتن است
بام پیروزی بود بر سر ما
زنگ شادی برای زدن است

رها کردن و بی آزاری

نه در گذشته خطا کرده، نه در آینده آزاری
بهشت است این زمین و پیمبر است چنین یاری
چو خطا را رها کنی از ذهن، تو بگو نکرده ای آن را
چو کشی دست ز آزردن، تو دگر غم نمی داری

فیسبوک



ای صفحه فیسبوک تو، مقصود کامنتهای من
ای استتوسهایت همه، هم صوت و هم آوای من
من میزنم صد لایک بر هر عکس و هر پیغام تو
دیگر نخواهم من فرند، چون هست در لیست نام تو

مخلوق احساس

منم رفتارم و مخلوق احساسم
چه فردایی پر از غوغا برسازم
برون آرم خویش را از غم و اندوه
فسرده گر شوم خویش را می بازم