‏نمایش پست‌ها با برچسب قرآن. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب قرآن. نمایش همه پست‌ها

کاربردهای عملی بحث «باورگرایی»

پیشتر هم اشاره کرده بودم که «مشاهده گرایی» یک آرمان است که برای دستیابی به آن باید تلاش کرد، اما «باورگرایی» واقعیتی است که باید آن را مشاهده کرد و پذیرفت. پذیرش این واقعیت یک پیامد مهم به دنبال دارد. «باوری» وجود دارد که در پارادایم مشتق از آن، یک فرد عالم و اندیشمند میتواند هر مخاطبی را متقاعد کند. بر همین اساس، داستانهای متعددی از «پیروزی» افراد مطلوب گویندگان داستانها بر مخاطبان شان ذکر میشود. اما جالب است که این ادعا (توانایی متقاعد کردن هر مخاطبی) برای هیچ یک از پیامبران ذکر نشده است. البته پیامبران در بسیاری از موارد، و شاید هم تمام موارد، از در مباحثه (کلامی و عملی) با مخاطبان شان بر میآمدند، و مخاطبان شان نیز گاهی در بهت و عدم توانایی پاسخ دهی فرو میرفتند، اما در بسیاری از موارد، استدلالهای ذکر شده موفق به هدف اصلی یعنی تغییر باور مخاطب نمیشدند (هدف پیامبران از مباحثه کردن، علاوه بر انجام وظیفه پیامبری، تغییر باور مخاطبانشان ازکفر و شرک به ایمان بوده است و مثل برخی مباحثات امروزی، جنگ کلامی مقصود نبوده است). حضرت ابراهیم با استدلال محکم شکستن بتها (نوعی استدلال عملی) روانه آتش/گلستان شد، و فرعون نیز در ابتدا حضرت موسی را به جدال جادوگران حواله کرد و در نهایت نیز علی رغم تمام مسائلی که میشد آنها را «مشاهده» کرد، تغییری در باورش ایجاد نشد.
بنابراین اولین اصل پذیرفتن این واقعیت است که گاهی باور مخاطب تغییر نمیکند. البته تا امتحان نشود نمیشود پیش داوری کرد، یا به عبارت دیگر باید تلاش نمود تا با انتقال اطلاعات و ذکر استدلال از آن چه که درست میپنداریم دیگران را مطلع کنیم، اما از قبل باید بدانیم که گاهی بیشتر از انتقال و ابلاغ پیام کار دیگری نمیشود کرد. اگر تمام اطلاعات لازم منتقل شده باشند، دیگر ادامه دادن استدلال شاید ضرورتی نداشته باشد و بعد از یک حد مشخص باید مباحثه تمام شود و برای هر مباحثه ای باید حدی در نظر داشت. برای مثال، در مجلس قانون گذاری، موافقان و مخالفان نظرات خود را بیان میکنند و سپس رای گیری میشود. این کار عملی و منطقی است، ولی اگر مبنا این بود که موافقان و مخالفان با هم صحبت کنند تا سرانجام به نتیجه ای برسند، شاید هرگز قانونی تصویب نمیشد! در جامعه هم نمیشود انتظار داشت تمام افراد دارای باور یکسان باشند. نحوه مدیریت باورهای گوناگون مساله ای است که میتواند بیانگر تفاوت مهمی میان جوامع باشد.

نکته ظریف پایانی، این است که باورگرایی، ممکن است مثل «بوی بد دهان» تبدیل به خاصیتی شود که تنها به مخاطبان نسبت داده شود و هر شخص ضمن متهم کردن مخاطب به «باورگرا» بودن، خود را از آن بری بداند. با توجه به وجود مقاومت های درونی برای انکار و ندیدن عیوب خود، پسندیده است که هر فرد به خودش همواره به دید انتقادی نگاه کند و اگر از سوی دیگران از نظر فرد انتقادی شد، آن را جدی گیرد و بنابراین باورگرایی را باید در ابتدا در خود جست و جو کرد. این هم بخشی از راه دشوار رسیدن به «مشاهده گرایی» است.

ظلم و اعتیاد، ترک و هجرت

با تشکر از دوست گرامی آقای مهندس مهران نحوی، فکری در ذهنم شکل گرفته که برای پیاده کردن حق مطلب آن نیازمند وقتی مناسب هستم، اما میترسم این وقت مناسب، مثل خیلی از موارد دیگر هرگز فرا نرسد. بنابراین، طبق عادت همیشگی ام، خام ونپخته انگشت به صفحه کلید میگذارم و آن چه در ذهن دارم را در ذیل «تخلیه میکنم».

ظلم به خود، مصادیق متفاوتی میتواند داشته باشد، ازجمله اعتیاد. نه فقط اعتیاد به مواد، بلکه انواع اعتیادهای رفتاری و اعتیاد به هیجان میتوانند مصادیق بارزی از ستم به خود باشند. همانگونه که برای فرار از ظلم دیگران، گاه تنها حیله، مهاجرت است؛ برای فرار از ظلم خویش نیز مهاجرت لازم است. واژه «هجر» که در قرآن آمده به معنای ترک کردن است، و جالب است که ترک کردن (ترجمه withdrawal) برای اعتیاد نیز به کار میرود. اما در این جا نه میشود خود را ترک کرد، و کنار گذاشتن عامل اعتیادزا نیز بیش از حد امری بدیهی است. بسته به مورد، ترک کردن میتواند معنای متفاوتی داشته باشد. ترک کردن، میتواند ترک کردن یک محل باشد، مثل محلی که در آن رایانه هست برای یک معتاد به اینترنت. هر نوع حرکت و جابه جایی، چه ذهنی و چه بدنی، که برای فرار از اعتیاد و عامل تحریک کننده میل مربوطه باشد، هجرت و مهاجرت است. اعتیاد از یک میل شدید (Craving) شروع میشود، و فرد ممکن است نسبت به یک محل، یا حتا یک شی و یا یک عامل فیزیکی نظیر یک بو، شرطی شده باشد و به محض در معرض قرار گیری، دچار میل شدید به اعتیاد شود. در این جاست که اهمیت ترک کردن و مهاجرت یاد شده روشن میشود. ترک کردن، نه منظور ترک کردن اعتیاد به تنهایی است، بلکه ترک کردن هر آن چه منجر به اعتیاد میشود نیز هست.
در قرآن در کنار هجرت، توصیه به صبر و توکل به خدا شده است. صبر که روشن است، چون ترک اعتیاد از دشوار ترین کارهای بشر است. برای هر کار دیگری انسان به مغز و اراده اش تکیه میکند، اما در اعتیاد مغز و اراده انسان گرفتار است. ترک ومهاجرت اعتیاد چه بسا از جلای وطن و مهاجرت به دیاری دیگر نیز دشوارتر باشد. توکل به خدا هم در این جا کاملا نکته ای مهم است. همان گونه که قبلا هم گفته بودم (حافظه عاطفی)، سالهاست مسیحیان دیده اند که برای ترک اعتیاد توکل به خدا و سپردن خود به یک «قدرت برتر» (به تعبیر غیردینی آن) میتواند معجزه کند، و این امر مبنای روش دوازدگانه برای ترک است. توکل لازم است، چون بسیاری از شرایط لازم برای ترک، نظیر عوامل زیست شناختی و اجتماعی از کنترل یک فرد خارج اند. لازم است که فرد هر آن چه در توان دارد انجام دهد، و باقی را به خدا بسپارد، تا موفق به «هجرت» شود.

باور گرایی کفار

«باور» واژه ای است که در ادبیات متداول با اعتقادات دینی همراه است، بدین لحاظ در نگاه نخست شاید به نظر برسد، باورگرایی با تدین مترادف است. در حالی که با نگاهی به قرآن، این مشاهده گرایی است که با خداپرستی سازگار است:

- کفار افرادی «باورگرا» معرفی میشوند که نه تنها با استدلالهای افراد خداپرست قانع نمی شوند، بلکه دیدن معجزات نیز تغییری در عقیده آنها ایجاد نمیکند. فرعون با دیدن تمام معجزات حضرت موسی، او را ساحر مینامد. در قرآن ذکر شده که اگر برای برخی از مردم دری در آسمان گشوده شود، میگویند لابد جادو شده ایم و باز هم تغییری در باورشان ایجاد نمیشود. کسانی که به تعبیر قرآن، کورند و نمیبینند، نه این که چشم شان مشکل داشته باشد، پرده ای بر دلهایشان است.

- در سرتاسر قرآن به انسانها سفارش شده مشاهده کنند،به همه چیز، به تمام خلقت خدا؛ تا از طریق این مشاهده و تفکر، باورشان تغییر کند و به خدا ایمان آورند.

یاد خدا

فایده به یاد داشتن خدا

اگر کسی به یاد خدا باشد، خدا هم به یاد او خواهد بود[1] ، گناهان او را میبخشد[2] و قلب او آرامش پیدا میکند[3].

تفاوت انسانها

انسانها از لحاظ نحوه تاثیر پند و یاد خدا بر دلشان، مشابه نیستند. پند دادن و یادآوری خدا برای مومنان سودمند است [4] و یاد خدا بر دل مومنان میتواند تاثیر عمیقی بگذارد[5]، [6]، [7]. تاثیر گرفتن از یاد خدا یک مرحله ای است که انسانهای مومن باید به آن برسند [8]. کسانی آمادگی پند گرفتن و به یاد خدا افتادن را دارند که اهل توبه باشند[9] و از خدا بترسند [10] . به همین منوال، به بعضی خانه ها (و نه هر خانه ای) اجازه داده میشود که در انها از خدا یاد شود [11].

برخی انسانها اگر حرفی در یاد خدا به آنها گفته شود، آن را جدی نمیگیرند[12] و از آن دوری میگیرند[13] وبه دیده تمسخر به کسی که خدا را یاد کرده نگاه میکنند [14]. بنابراین وقتی یاد خدا به برخی افراد ارائه شود، باعث پند گرفتن و یادآوری در آنها نمیشود [15]،[16].

نحوه یاد کردن خدا

کیفیت به یاد داشتن خدا باید مشابه به خاطر داشتن اعضای خانواده، یا از آن هم عمیق تر و بیشتر باشد[17]، و با خشوع و بدون اصرار برای آشکار کردن آن [18]. کمیت به یاد داشتن خدا باید زیاد و شبانه روزی باشد[19]، [20] . چه موقع به یاد خدا باید بود؟ در همه احوال (ایستاده، نشسته، خوابیده)[21] ، از جمله در صورت ارتکاب گناه[22].

چه چیزی از خدا را به یاد داشته باشیم؟

نعمت های خدا و دستورات او را[23]، [24] که این امر مشابه توصیه خداوند در به یاد آوردن خوبیهای اطرافیان است[25]. فکر کردن به دلیل خلقت انسان و آخرت، با به یاد آوردن خدا میتواند همراه باشد [26].

چگونه میتوان یاد خدا را در خود زنده نگه داشت؟

· با تلاوت قرآن، چون قرآن «یادآور» نامیده شده است[27]، [28]، [29] و گفته شده که قرآن چیزی جز یادآور نیست [30] . در دعای کمیل، یاد خدا «شفا» دانسته شده[31]. در قرآن، این کتاب یادآور خدا و «شفا دهنده» و رحمت گر معرفی شده است[32].

· نماز هم برای یاد کردن خداست [33]، [34]، که البته به یاد خدا بودن تنها محدود به نماز نیست[35]، [36] و هر نمازی هم موجب به یاد خدا بودن نمیشود[37].

· حج هم برای یاد خداست [38].

چه عواملی ممکن است انسان را از یاد خدا دور کنند؟

تجارت و خرید و فروش[39]، [40]، اموال و فرزندان [41]، چیزهای که انسان ممکن است از آنها خوشش آید[42]، پیروی از هوای نفس و زیاده خواهی [43]، مسخره کردن و خندیدن به انسانهای مومن [44]، و تنها به زندگی دنیا باورداشتن [45]. کسانی که به آخرت ایمان ندارند، همیشه در یاد خدا شریکانی لحاظ میکنند و از یاد خدا به تنهایی، لذت نمیبرند [46]. بیتوجهی به نشانه های خدا باعث میشود که پرده و قفلی بر گوش و قلب انسان شکل گیرد و شانس هدایت را به طور کامل از انسان سلب کند [47].

به یاد خدا نبودن چه پیامدهایی به دنبال دارد؟

شیطانی هم نشین با انسان میشود[48] . شیطان بد هم نشینی است [49] و به ایجاد وعده های کاذب و امیال در انسان میپردازد[50]. به همین دلیل انسانهایی که از یاد خدا غافلند، خودشان را فراموش میکنند[51]، و میانشان اختلاف و درگیری ایجاد میشود[52]، زندگی آنها سخت میشود ودر قیامت خدا آنها را نابینا محشور کرده[53] و آنها را فراموش میکند[54]، [55]. به طور خلاصه، کسانی که خدا را فراموش کنند، خدا هم آنها را فراموش میکند[56].

هم نشینی با شیطان از طرفی به عنوان پیامد فراموشی خدا معرفی شده است، و از طرف دیگر دلیلی است برای فراموش کردن خدا [57] و سایر مسائل[58]، [59]. شیطان برای دور کردن انسان از یاد خدا از اعتیاد و خوشگذرانی استفاده میکند[60].

در صورت وقوع فراموشی چه باید کرد؟

انجام دادن کاری که انجام دادنش فراموش شده بود[61]، استغفار[62] و به یادآوردن خدا [63]. انسانهای پرهیزگار هر گاه شیطان به سراغشان برود (مثلا باعث شود چیزی را فراموش کنند) پند میگیرند(خدا را یاد میکنند) و همین باعث افزایش بینش آنها میشود[64].



[1] فاذکرونی اذکرکم و اشکرولی و لا تکفرون (بقره 152)

[2] والذین اذا فعلوا فحشه او ظلموا انفسهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من یغفر الذنوب الا الله (آل عمران 135)

[3] الذين آمنوا وتطمئن قلوبهم بذكر الله الا بذكر الله تطمئن القلوب (سوره 13، آیه 28)

[4] وذكر فان الذكري تنفع المومنين (سوره 51، آیه 55)

[5] انما المومنون الذين اذا ذكر الله وجلت قلوبهم و اذا تليت عليهم آياته زادتهم ايمانا و علي ربهم يتوكلون (سوره 8، آیه 2)

[6] الذين اذا ذكر الله وجلت قلوبهم و الصابرين علي ما اصابهم و المقيمي الصلاه و مما رزقناهم ينفقون (سوره 22 آیه 35)

[7] انما يومن بآياتنا الذين اذا ذكروا بها خروا سجدا وسبحوا بحمد ربهم وهم لا يستكبرون (سوره 32، آیه 15)

[8] الم يان للذين آمنوا ان تخشع قلوبهم لذكر الله وما نزل من الحق ولا يكونوا كالذين اوتوا الكتاب من قبل فطال عليهم الامد فقست قلوبهم وكثير منهم فاسقون (سوره 57، آیه 16)

[9] هو الذي يريكم آياته وينزل لكم من السماء رزقا وما يتذكر الا من ينيب (سوره 40، آیه 13)

[10] سيذكر من يخشي (سوره 87، آیه 10)

[11] في بيوت اذن الله ان ترفع ويذكر فيها اسمه يسبح له فيها بالغدو والآصال (سوره 24، آیه 36)

[12] ما ياتيهم من ذكر من ربهم محدث الا استمعوه و هم يلعبون (سوره 21، آیه 2)

[13] وما ياتيهم من ذكر من الرحمن محدث الا كانوا عنه معرضين (سوره 26، آیه 5)

[14] وان يكاد الذين كفروا ليزلقونك بابصارهم لما سمعوا الذكر ويقولون انه لمجنون (سوره 68، آیه 51).

[15] واذا ذكروا لا يذكرون (سوره 37، آیه 13)

[16] الذين كانت اعينهم في غطاء عن ذكري و كانوا لا يستطيعون سمعا (سوره 18، آیه 101)

[17] فاذکروا الله کذکرکم اباءکم او اشدا ذکرا (بقره 200)

[18] واذكر ربك في نفسك تضرعا وخيفه ودون الجهر من القول بالغدو والآصال ولا تكن من الغافلين (سوره 7، آیه 205).

[19] واذکر ربک کثیرا و سبّح بالعشیّ و الابکار (آل عمران 41)

[20] ا ايها الذين آمنوا اذكروا الله ذكرا كثيرا (سوره 33، آیه 41)

[21] الذین یذکرون الله قیما و قعودا و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السموات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار (آل عمران 191)

[22] والذین اذا فعلوا فحشه او ظلموا انفسهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من یغفر الذنوب الا الله (آل عمران 135)

[23] واذکروا نعمت الله علیکم و ما انزل علیکم من الکتاب و الحکمه (بقره 331)

واذکروا نعمت الله علیکم اذ کنتم اعداءً فالّف بین قلوبکم (آل عمران 103)

[24] فاذكروا آلاء الله لعلكم تفلحون (سوره 7، آیه 69).

[25] و لاتنسوا الفضل بینکم (بقره 237)

[26] الذین یذکرون الله قیما و قعودا و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السموات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار (آل عمران 191)

[27] ذلک نتلوه علیک من الایات و الذکر الحکیم (آل عمران 58)

[28] انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون (نحل 9)

[29] و هذا ذكر مبارك انزلناه افانتم له منكرون (سوره 21، آیه 50)

[30] ان هو الا ذكر للعالمين (سوره 81، آیه 27)

[31] یا من اسمه دوا و ذکره شفا (دعای کمیل)

[32] و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمه (کهف 82)

[33] اتل ما اوحي اليك من الكتاب واقم الصلاه ان الصلاه تنهي عن الفحشاء و المنكر و لذكر الله اكبر والله يعلم ما تصنعون (سوره 29، آیه 45).

[34] انني انا الله لا اله الا انا فاعبدني واقم الصلاه لذكري (سوره 20، آیه 14)

[35] فاذا قضیتم الصلوه فاذکروا الله قیما و قعودا و علی جنوبکم فاذا اطماننتم فاقیموا الصلوه (نسا 103)

[36] فاذا قضيت الصلاه فانتشروا في الارض وابتغوا من فضل الله واذكروا الله كثيرا لعلكم تفلحون (سوره 62، آیه 10)

[37] ان المنفقین یخدعون الله و هو خادعهم و اذا قاموا الی الصلوه قاموا کسالی یرآون الناس و لایذکرون الله الا قلیلا (نسا 142)

[38] ليشهدوا منافع لهم ويذكروا اسم الله في ايام معلومات علي ما رزقهم من بهيمه الانعام فكلوا منها واطعموا البايس الفقير (سوره 22، آیه 28).

[39] رجال لا تلهيهم تجاره ولا بيع عن ذكر الله واقام الصلاه وايتاء الزكاه يخافون يوما تتقلب فيه القلوب والابصار (سوره 24، آیه 37)

[40] يا ايها الذين آمنوا اذا نودي للصلاه من يوم الجمعه فاسعوا الي ذكر الله وذروا البيع ذلكم خير لكم ان كنتم تعلمون (سوره 62، آیه 9)

[41] يا ايها الذين آمنوا لا تلهكم اموالكم ولا اولادكم عن ذكر الله ومن يفعل ذلك فاوليك هم الخاسرون (سوره 63، آیه 9)

[42] فقال اني احببت حب الخير عن ذكر ربي حتي توارت بالحجاب (سوره 38، آیه 32)

[43] واصبر نفسك مع الذين يدعون ربهم بالغداه والعشي يريدون وجهه و لا تعد عيناك عنهم تريد زينه الحياه الدنيا و لا تطع من اغفلنا قلبه عن ذكرنا و اتبع هواه و كان امره فرطا (سوره 18، آیه 28).

[44] فاتخذتموهم سخريا حتي انسوكم ذكري وكنتم منهم تضحكون (سوره 23، آیه 110)

[45] فاعرض عن من تولي عن ذكرنا ولم يرد الا الحياه الدنيا (سوره 53، آیه 29)

[46] واذا ذكر الله وحده اشمازت قلوب الذين لا يومنون بالآخره واذا ذكر الذين من دونه اذا هم يستبشرون (سوره 49، آیه 35)

[47] و من اظلم ممن ذكر بآيات ربه فاعرض عنها و نسي ما قدمت يداه انا جعلنا علي قلوبهم اكنه ان يفقهوه و في آذانهم وقرا و ان تدعهم الي الهدي فلن يهتدوا اذا ابدا (سوره 18، آیه 57)

[48] و من یعش عن ذکر الرحمن نقیض له شیطنا فهو له قرین (زخرف 36)

[49] و من یکن الشیطن له قرینا فسآء قرینا (نسا 38)

[50] یعدهم و یمنیهم و ما یعدهم الشیطان الا غرورا (نسا 120)

[51] و لا تکونوا کالذین نسوا الله فانساهم انفسهم اولئک هم الفاسقون

[52] ومن الذين قالوا انا نصاري اخذنا ميثاقهم فنسوا حظا مما ذكروا به فاغرينا بينهم العداوه والبغضاء الي يوم القيامه وسوف ينبيهم الله بما كانوا يصنعون (سوره 5، آیه 14)

[53] ومن اعرض عن ذكري فان له معيشه ضنكا و نحشره يوم القيامه اعمي (سوره 20، آیه 124).

[54] و قیل الیوم ننساکم کما نسیتم لقاء یومکم هذا و ماواکم النار و ما لکم من ناصرین (سوره 45، آیه 34).

[55] قال کذلک اتتک آیاتنا فنسیتها و کذلک الیوم تنسی (سوره 20، آیه 126)

[56] نسوالله و فنسیهم (توبه 67)

[57] استحوذ عليهم الشيطان فانساهم ذكر الله اوليك حزب الشيطان الا ان حزب الشيطان هم الخاسرون (سوره 58، آیه 19)

[58] وقال للذي ظن انه ناج منهما اذكرني عند ربك فانساه الشيطان ذكر ربه فلبث في السجن بضع سنين (سوره 12، آیه 42)

[59] قال ارايت اذ اوينا الي الصخره فاني نسيت الحوت و ما انسانيه الا الشيطان ان اذكره واتخذ سبيله في البحر عجبا (سوره 18، آیه 63).

[60] انما يريد الشيطان ان يوقع بينكم العداوه والبغضاء في الخمر والميسر ويصدكم عن ذكر الله وعن الصلاه فهل انتم منتهون (سوره 5، آیه 91)

[61] واذا رايت الذين يخوضون في آياتنا فاعرض عنهم حتي يخوضوا في حديث غيره واما ينسينك الشيطان فلا تقعد بعد الذكري مع القوم الظالمين (سوره 6، آیه 68)

[62] ربنا لا تواخذنا ان نسینا او اخطانا (بقره 286)

[63] الا ان يشاء الله و اذكر ربك اذا نسيت و قل عسي ان يهدين ربي لاقرب من هذا رشدا (سوره 18، آیه 24)

[64] ان الذین اتقوا اذا مسهم طایف من الشیطان تذکروا فاذا هم مبصرون (سوره 7، آیه 201)