‏نمایش پست‌ها با برچسب سیاست گذاری. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سیاست گذاری. نمایش همه پست‌ها

واکنش نسبت به اتفاقات ناخوشایند

بعد از بروز و تکرار شدن اتفاقات ناخوشایند،  افراد ناظر به تدریج مراحل زیر را در واکنش به آن طی میکنند:
  1.  شوکه شدن
  2. اذیت شدن
  3. عادت کردن و هنجار شدن مساله
  4. به عنوان بخشی از هویت خود پذیرفتن مساله و لذت بردن از آن
نتیجه گیری: با گذشت زمان و عدم مقابله با یک امر نامطلوب، مشکل حل نمیشود، بلکه ریشه دار میشود و رفع کردن آن به مراتب سخت تر میشود.


علوم بومی

چند وقت پیش نقدی کوتاه بر یک مقاله با عنوان «جزم اندیشی در علوم انسانی» نوشتم. در ذیل به برخی نکات اصلی و کلی آن اشاره کرده ام.

  • مهمترین نکات در زمینه بومی سازی علوم انسانی عبارت اند از: از لزوم نوآوری و کار بیشتر در راه تولید علم (مثل سایر علوم).
  • پدیده های «کلی و عمومی» که در علوم انسانی مطرح میشوند، دارای «تظاهرات» بومی هستند و لازم است با در اختیار گذاشتن ابزار و بودجه پژوهش به محققان ایرانی این امکان را داد که به بررسی تظاهرات بومی آن اصول بپردازند. اما احتمال وجود تفاوت های بومی، نباید بهانه ای برای زیر سوال بردن آن اصول کلی باشد، آن هم بی تحقیق، و تنها بر پایه این که آنها «غربی» هستند.
  • لازم است از هر نوع جزم اندیشی اجتناب کرد، چه در پذیرش و چه در رد «علوم» موجود. نباید بدون استناد به مدارک علمی، در مورد وضع علوم انسانی درایران و یا در غرب قضاوت کرد. صحت و سقم هر دیدگاهی باید با روشهای مناسب بررسی شود، و اتکا بر تصورات ذهنی درست نیست. یکی از نکات اساسی در مورد علم، این است که صحت یک گزاره را افراد مختلف بتواند بررسی نمایند و گرنه مرز بین علم و غیرعلم در هم آمیخته میشود.
  • در هر حال بومی سازی یک سخن درست و ضروری است، و بیانگر لزوم پروبال دادن به اساتید و دانشمندان علوم انسانی است، تا بتوانند تحقیق کنند و علوم بومی تولید کنند. اما بومی سازی میتواند با برداشت غلط رو به رو شود، و به جای این که مشکلات فعلی به درستی ریشه یابی شود (نظیر مشکل کم بها دادن به علوم انسانی و فارغ التحصیلان آن)، نقیصه های موجود در تولید علم را با «جزم اندیشی» به گردن تمام علم غربی انداخت و بی آن که علم بومی تولید کرده باشیم، تیشه به ریشه علم موجود بزنیم، که حاصلی جز اتلاف وقت و انرژی ندارد.

چگونگی ایجاد تحول در آموزش پزشکی از طریق تحقیقات، بررسی ها و مطالعات

کنفرانسی با عنوان فوق در تاریخ 23 مارچ 2010 (3 فروردین 1389) توسط دانشگاه نورتهامپتون برگزار گردید. خلاصه ای از نکات جالب این کنفرانس را در ذیل ذکر کرده ام.

سخنران اصلی اول دکتر پیتر رولاند Peter Rolland، رئیس آموزش پزشکی منطقه:

  • افراد تمایل دارند در همان وضعی که هستند باقی بمانند و تغییر نکنند (این حالت status quo bias نامیده میشود)، این امر سیاست گذاری های بهداشتی را دشوار میکند.
  • سازمان خدمات درمانی ملی بریتانیا یک سازمان سیاسی و متاثر از فضای سیاسی کشور است.
  • دوران ما با تغییرات بسیاری به دلیل پیشرفتهای پزشکی رو به رو است، و این امر موجب سردرگمی هایی میشود.
  • چالش های فراوانی فراروی نظامهای درمانی قرار دارند، این چالشها در عین دشواری میتوانند جالب هیجان انگیز باشند.
  • باید در تک تک افراد این باور را ایجاد کنند که آنها قادر به ایجاد تغییر هستند.

سخنران اصلی دوم، پروفسور تونی باترورف Tony Butterworth(کرسی پرستاری، مامایی و تحقیقات):

  • تمرکز سخنرانی بر مشکلات موجود در نظام درمانی بریتانیا و رابطه تحقیقات و سیاستگذاری ها با مشکلات موجود بود.
  • تاکید شد که باید از مشکلاتی که در گذشته رخ داده اند درس گرفته شود.
  • فن آوری های جدید و مدرنیزاسیون تاثیر بسیاری بر آموزش و تحقیقات پزشکی میگذارد و لازم است تغییرات سازمانی و فرهنگی متناسب با شرایط جدید انجام شود.
  • نکته جالب این بود که در بریتانیا که نظام درمانی دولتی است، کمال مطلوب این است که به منظور صرفه جویی تخت های بیمارستانی حتی المقدور خالی باقی بمانند.

(نکته جالب این بود که هر دو سخنران فوق با تحصیلات پرستاری به مدارج تحصیلی و اداری بالایی دست پیدا کرده اند).

*****************************************

در ذیل عناوین و خلاصه ای از برخی مقالات مطرح شده را ذکر کرده ام:

استفاده از اتنوگرافی برای اکتشاف فرهنگ آموزشی پیچیده مرتبط با روش آموزشی مبتنی بر مشکلات (problem-based learning) در دانشکده پزشکی دانشگاه ناتینگهام

پیتر جنینگز Peter Jennings

تحقیق از طریق ضبط ویدیویی 23 جلسه آموزشی و هم چنین مشاهده فرد محقق انجام شده بود. نتایج تحقیق به سختی قابل تعمیم بوده، ولی بیانگر مزایا و چالش های این روش آموزشی است. این روش تحقیق برای بررسی ابعاد رسمی و غیر رسمی این روش آموزشی و هم چنین فرایند آن مناسب بوده است.

___________________________________________

بررسی کیفیت پروژه impact (برنامه ای برای ارتقا خدمات درمانی palliative care)

استفان هندسلی Stephan Handsley

از روش تحقیق مرکب (کمی و کیفی) استفاده شد. پرسشنامه به بیماران داده شده تا بررسی شود که پروژه مذکور چه تغییری در مراقبت ایجاد کرده است. تحقیقات کیفی نیز برای درک علت تغییرات ایجاد شده انجام شد. به این ترتیب هم میزان تغییرات اندازه گیری شد و هم علت تاثیر مورد بررسی قرار گرفت.

___________________________________________

بررسی نقش خدمات درمانی در بهبود مشکلات خواب

نیروشان سیریواردنا Niroshan Siriwardena

تجویز داروهای خواب آور در منطقه لستر زیاد بوده است. در انگلستان سالانه 22 میلیون پوند هزینه داروهای خواب آور میشود. مشکلات خواب عوارض بسیاری دارند. با یک نظرسنجی از پزشکان دیده شد که آنها معتقد بودند داروهای جدید کم عارضه ترند که این اعتقاد درست نیست و احتمالا بر اثر تبلیغات کارخانه های داروسازی ایجاد شده است. پزشکان به غیر از تجویز دارو راه حل دیگری بلد نبودند که ارائه کنند. در یک نظرسنجی از بیماران دیده شد که انها از مشکلات ناشی از داروها گله دارند. سپس بر اساس این یافته ها نسبت به اموزش پزشکان نسبت به روشهایی نظیر ارائه اموزش به بیماران و شناخت رفتار درمانی و ریلاکسیشن اقدام شد و با مطالعه گروه متمرکز (focus group) نظر بیماران و پزشکان مجددا بررسی شد. دیده شد که بیماران دوست دارند پزشکان به آنها گوش دهند تا بتوانند مشکل آنها را به درستی درک کنند. روشهای روانشناختی دیده شد که رضایت بیشتری از داروها ایجاد کردند. سپس بررسی شد ودیده شد که میزان تجویز داروهای خواب آور بر اثر آموزشهای مذکور به پزشکان کاهش یافته است و قرار است که یک مطالعه تصادفی دارای گروه کنترل برای بررسی میزان تاثیر درمانهای روانشناختی انجام شود.

در پایان این سخنرانی سوال شد که چگونه میشود این دانش را به محتوای آموزشی دانشجویان پزشکی وارد کرد.

___________________________________________

بررسی کیفیت آموزشی اینترنتی در سطح کارشناسی ارشد در علوم زیستی پزشکی

الیزابتا وردریو Elisabetta Verderio

فایده برنامه آموزشی اینترنتی قابل انعطاف بودن آن است که برای افراد شاغل راحت تر قابل استفاده است. زمان شروع و استفاده دوره میتواند برای دانشجویان مختلف متفاوت باشد. این تحقیق به بررسی میزان رضایت دانشجویان و کیفیت آموزش پرداخته است. از پرسشنامه اونلاین برای نظرسنجی استفاده شد و بر اساس نتایج نظرسنجی محتوای دوره اینترنتی اصلاح شد.

___________________________________________

از سایر نکات جالب مطرح شده در سایر سخنرانی ها میتوان به نقش روشهای اینترنتی آموزش، شبیه سازی های اینترنتی، مشاهده جراحی در سایر کشورها و ارائه علمی از طریق پوسترهای الکترونیک (کنفرانس مجازی) اشاره کرد.


جامعه شناسی رندانگی

بعد از نوشتن مطلب «گریه باید کرد»، به سرانجام ماجرای آن «رند» فکر کردم و با خودم گفتم که نتیجه ی آن داستان، بستگی به نوع جامعه ای دارد که داستان در آن رخ داده است. بسته به نوع جامعه، سرانجام آن فرد رند و چاپلوس میتواند از اوج «عزت» تا قعر ذلت متفاوت باشد. اگر در یک جامعه (به معنای عام، شامل هر نوع اجتماع آدمیان) ساختارهایی وجود داشته باشد که از منافع جمعی و منافع دراز مدت محافظت کند، در مقابل آن رند بازیها ایستادگی میشود، و در نتیجه موارد بروز آنها کم، و انجام آنها پر هزینه و کم فایده میشود. اما در غیاب آن ساختارها، دست رندان باز میشود.

مثال آن، عبور و مرور در خیابان است که اگر قاعده مند باشد، و قواعد هم جنبه دکوری و تشریفاتی نداشته باشند، عمده ی افراد از قوانین شفاف پیروی میکنند ولذا منافع جمع و منافع دراز مدت همگان تامین میشود. در غیر این صورت هر که «زرنگتر» باشد، زودتر به مقصد میرسد و «خر» مراد میراند. اما تکلیف دیگران، در یک چنین نظام بی نظامی چگونه خواهد بود؟

به نظر میرسد که تنها چهار راه فراروی افراد است:

  1. رندی: گزینه اول این است که افراد به صف رندان بپیوندند و به رقابت با سایر رندان بپردازند و در جهت کسب منافع زودگذر فردی تلاش کنند تا هر چه در چنته دارند رو نمایند؛ به روال: «بخور تا خورده نشوی».
  2. گوشه گیری و انزوا: در نظام و جامعه ای که به کام رندان است، اگر کسانی بخواهند «شرافت» خود را حفظ کنند، یا به هر دلیل از رندی اجتناب کنند، قادر به رقابت با رندان نخواهند بود و بنابراین از بهره مندی از چیزهایی که برای رندان جذاب اند، محروم خواهند شد و گریزی نخواهند داشت جز این که «آهسته بروند و بیایند» و زبان در کام و چشم بسته، گوشه ای برای عزلت نشینی اختیار کنند.
  3. درگیری و عصیان: اگر کسی قصد رندی نداشته باشد، و نخواهد از حق خود به نفع رندان بگذرد، بدیهی است که باید به تقابل و درگیری تن دردهد، و چه بسا «سر سبزشان بر باد رود».
  4. خروج و مهاجرت: آخرین راه نیز خروج از یک سیستم رندپسند است و «عطای آن جامعه را به لقایش بخشیدن».
البته از آن جا که آدمیان رفتار ثابتی ندارند، میشود انتظار داشت که یک فرد، میان گزینه های فوق در تردد باشد، و یا در برخی موارد تلاش کنند که ترکیبی از موارد فوق را در برنامه خودآگاه یا ناخودآگاه خویش قرار دهند.



در پایان دو نکته وجود دارد.

نکته اول این که در نگاه کلان جامعه شناختی، بحث فوق به روشنی نشان میدهد که اگر تمایل به اجتناب از درگیری و عصیان آدمیان و هم چنین مهاجرت و یا گوشه گیری اعضای جامعه است، باید دست و پای رندان را با قوانین بست. قوانینی که بر مبنای منافع جمع ، و بر مبنای منافع دراز مدت جامعه تنظیم شده اند، و برای همگان اجرا میشوند. بنابراین وجود رندی و فرهنگ رندانگی رابطه مستقیمی به وجود قانون (با شرایطی که در بالا ذکر شد) و فرهنگ قانون مداری دارد. رابطه رندان و قانون میتواند به اشکال مختلفی باشد:

  • به هم زدن قانون: مثال آن صف است، که اگر بر مبنای قانون باشد، کسی نمیتواند جلو بزند و رندی کند، اما اگر شلوغ شود و صف به هم خورد، عرصه برای یکه تازی رندان فراهم میشود.
  • گریز از قانون: مانند کسی که از چراغ قرمز عبور میکند. در این جا قانون وجود دارد، ولی رندان از اجرای آن خودداری میکنند.
  • تصویب قانون تبعیض آمیز: این مورد، از رندی فردی فراتر رفته و به صورت نوعی فعالیت «صنفی» رندان در میآید، و آنها تلاش میکنند تا قانون به جای منفعت همگان، در جهت منفعت «صنف» آنها باشد. مثال آن، طرح ترافیک است، که قرار بود از تردد ماشین ها در بخشهایی از شهر جلوگیری شود، ولی بعد اقشار مختلف قادر به دریافت مجوز برای خود شدند. البته مثالهای فراوانی وجود دارد، از قبیل انواع قوانین تبعیض آمیزی که در جهت منافع یک قشر، یک گروه یا افرادی خاص هستند.

اما نکته دوم، به بحث خرد روان شناختی، و حتا اخلاقی بر میگردد، و سوالی فراروی افراد قرار میدهد که اگر آنها با یک چنان جامعه ای روبه روشدند، کدام گزینه را بهتر است انتخاب کنند. سوالی که مشکل میشود جوابی «عاقلانه» به آن داد.

رادیکالیسم در فکر، محافظه کاری در عمل


از مشخصه فرهنگ غالب در ایران محافظه کاری بسیار در پندار و گفتار است و مردم غالبا شهامت فکر کردن به بسیاری از امور را ندارند. این امر در دایره گفتار کتبی و شفاهی موجود منعکس است. از سوی دیگر، عدم محافظه کاری و احتیاط در رفتارها هم ویژگی خاص مردم ایران است که در نحوه رانندگی و یا مصرف دارو و اقدام بی رویه به انجام جراحی های زیبایی نمایان شده است.

بنا بر اعتقاد نگارنده، این موارد لازم است کاملا برعکس باشند. کمال مطلوب، در نداشتن حد و مرز در فکر (و به تبع آن گفتار) است، و در عین حال داشتن نهایت احتیاط در رفتار و اقدامات است. فکر باز و جسور می تواند بی پروا به انتهای امکانات موجود سرک بکشد و در نتیجه با شناخت انتهای طیف هر چیز، میتواند حد وسط برای رفتار را معین کند. منظور آن که فکر لجام گسیخته بیانگر رفتار عنان گسسته نیست، بلکه برعکس راهی برای کنترل رفتار است.

میزان احتیاط در رفتار و افکار شاید بی ارتباط نباشند. اگر مردمی به احتیاط و دوراندیشی عادت نداشته باشند، بی دلیل نیست اگر از هر فکری وحشت کنند، چرا که گویی به مجرد ورود فکر به ذهن، امکان اقدام به آن نیز وجود خواهد داشت. حال آن که محافظه کاری در رفتار میتواند ضمانت و اطمینان کافی برای آزادی فکر را فراهم نماید. برای مثال، اگر در ایران یک پزشک کتابی بنویسد در رد طب نوین و زیر سوال بردن دستاوردهای پزشکی، به احتمال زیاد این امر با واکنش افراطی و سراسیمه سایر همکاران رو به رو خواهد شد، چرا که در جایی که بخشنامه های خلق الساعه قدمتی به درازی تاریخ مان دارد، این نگرانی ایجاد میشود که فردای انتشار کتاب مذکور، با استناد به آن، تومار تمامی مراکز درمانی نوین درهم پیچانده شود.

در حالی که در بریتانیا که مردمان به احتیاط و وسواس فوق العاده در اقدامات شهره هستند، میتوان در افراطی ترین موضوعات کتاب و مقاله پیدا کرد، بی آن که موارد مذکور موجب وحشت و نگرانی شده باشند. برای مثال، چند وقت پیش برای شرکت در جلسه ای به انجمن روانپزشکی در لندن رفته بودم، و در سالن ورودی آن ویترینی بود حاوی کتابهای چاپ آن موسسه. جالب بود که برخی از کتابهای مذکور اساس روانپزشکی را زیر سوال برده بودند. این امر در آن جا باعث نگرانی نگشته بود، چرا که مشخص است کسی به استناد این دو سه کتاب یک باره تمامی علم موجود، که ماحصل هزاران کتاب دیگر است، را نابود نخواهد کرد.


عکس بالا هم دو عنوان از کتابهای مذکور را به نمایش گذاشته است.


چگونه با مشکلات برخورد کنیم؟

تصویر بالا را از بیمارستانی در ناتینگهام گرفته ام. تمام پوسترهای روی دیوار در جهت تشویق کارکنان بیمارستان به شستن دستها تهیه شده اند و در دیوار چندین ظرف حاوی محلول شست و شو هم تعبیه شده که با کمک آن میتوان بدون نیاز به آب دستها را ضد عفونی کرد. این شدت عمل به این دلیل است که مدتی قبل به علت ابتلا به عفونت های مقاوم به دارو، برخی افراد دچار مشکل شدند. در همین راستا به نظرم رسید به طور کلی برای حل یک مشکل چند راه وجود دارد:

صورت مساله: چند بیمار به عفونتهای مقاوم به درمان مبتلا شده اند.

چگونه میتوان به این مساله رسیدگی نمود؟

ریشه یابی: بررسی میکنیم که علت مشکل چیست و تلاش میکنیم راهی برای رفع علت مشکل پیدا کنیم و با از بین بدن علت زمینه ساز مشکل، از وقوع آن در آینده پیشگیری میکنیم. لبته این کار نیازمند انجام پژوهش و مدیریت علم محور بوده و هم چنین زمان بر است.

حل مقطعی مشکل: با تجویز داروهای قوی سعی میکنیم بیماران را درمان کنیم. البته به دلیل برطرف نشدن علت ایجاد کننده مشکل، در آینده با عفونتهای قوی تر و بیشتر مواجه خواهیم شد. ولی در آینده کی مرده، کی زنده، این مشکل آیندگان است و خودشان باید بروند یک جوری آن را حل کنند.

جادوگری: احساس میکنیم هر چه بر روی کاغذ بنویسیم، اجرا خواهد شد، لذا مینویسیم «ورود عوامل بیماری زا به بدن بیماران ممنوع است».

برخورد با قربانیان: افراد مبتلا به بیماریهای عفونی مقاوم به درمان را از بیمارستانها اخراج کرده و در صورت مراجعه مجدد، با آنها به شدیدترین وضع برخورد میکنیم.

لاپوشانی: خبر وجود عفونت را تکذیب میکنیم و منکر وجود هر نوع مشکلی میشویم.

جوگرفتگی

دخترم در درس علوم در مورد جو زمین مطالعه میکرد.
پرسید: «بابا، پرنده ها میتوانند از جو خارج بشوند؟»
گفتم: «اگر جوگیر بشوند، شاید!»
کلی خندیدیم.
پرنده ای در حال نگاه کردن به جو زمین*


----------------------------------------------------------
سوم دبستان بودم، در تئاتر مدرسه نقش یک جلاد را بازی میکردم. البته نقش من در تمام تئاتر این بود که یک جا بایستم و فقط در یک صحنه به یک زندانی چند شلاق بزنم. اما در همان یک صحنه چنان جوگیر شدم که جدی جدی تازیانه هایی را نثار هم کلاسی بینوایم نمودم! او در طی تئاتر تحمل کرد و بعدش نالان به معلم شکایت برد و آثار ضرب و جرح را به همگان نشان داد!**


----------------------------------------------------------
در سال 1971، دکتر زیمباردو در دانشگاه استنفورد قصد داشت آثار روانی زندانی و زندانبان شدن را مطالعه کند. او از 70 دانشجو خواست که در یک زندان ساختگی نقش زندانی یا زندانبان را ایفا کنند، اما زندانبانها (دانشجویان معمولی) چنان جوگیر شدند که بعد از 6 روز به دلیل رفتار بد آنها با زندانی ها (سایر دانشجویان که قبل از مطالعه دوستان زندانبانها بودند) مطالعه متوقف شد!

----------------------------------------------------------
در نهج البلاغه جمله ای خوانده بودم به این مضمون*** که بدترین فتنه برای یک مرد این است که صدای پا در پشت سر خود بشنود (یعنی احساس کند پیروانی دارد). واقعا جمله زیبا و پر مغزی است. مهم ترین پیام این حدیث به عقیده من این است که یک موقعیت اجتماعی خاص میتواند موجب جوگرفتگی شود و این امر بستگی به ذات افراد ندارد، هر کس در آن موقعیت قرار بگیرد، درمعرض آن «فتنه» قرار میگیرد. بنابراین لازم است که برای این وضعیت حاصله از روابط اجتماعی، راه حلی اجتماع نگر یافت و مناسباتی پیشگیرانه در روابط اجتماعی برقرار کرد. حال آن که در بسیاری از موارد رویکرد ذاتی انگاری وجود دارد، و تصور میشود که افراد ذاتهایی متفاوت دارند، و برای پیشگیری از مشکلات باید فردی را یافت که خوش ذات باشد!




* در واقع این پرنده در حال نگاه کردن به من و همراهانم بود که ببیند قصد داریم به او غذایی بدهیم یا نه (و ندادیم!).
** امیدوارم خداوند از سر تقصیرات آدمها در دوران کودکی (مخصوصا وقتی جوگیر شوند) بگذرد. جبران کردن اشتباهات گاهی خیلی سخت است، مثلا من الان حتا اسم آن همکلاسی ام یادم نیست.
*** الان گشتم که جمله را پیدا کرده و آن را دقیق تر ذکر کنم، اما متاسفانه آن را پیدا نکردم، ولی مطمئن ام که آن را خوانده ام. در عوض به حدیث جالب دیگری برخوردم که آن را در یک نوشته دیگر ذکر میکنم.

نظریه پنجره شکسته

در این نظریه رفتارهای ناهنجار به ترس از جرم، احتمال وقوع جرائم جدی و به هم ریختگی محله های شهری مرتبط میشوند. از این نظریه به عنوانی مثالی برای اهمیت دیدگاه های اجتماعی در سیاست گذاری ها استفاده میشود.
در سال 1982 مقاله ای توسط جیمز ویلسون، دانشمند علوم سیاسی، و جرج کلینگ، جرم شناس، منتشر شد با عنوان «پنجره های شکسته» و در آن پیشنهاد شد که سیاست گذاری در محله های شهری باید بر پایه درک ارتباط نظم محله و پیشگیری از جرم باشد. در دید آنها بهترین روش برای مقابله با جرائم از بین بردن و پیشگیری از به هم ریختگی است. آنها از مثال پنجره شکسته استفاده کردند تا نشان دهند که چگونه یک محله در صورت عدم رسیدگی به آن دچار انحطاط میشود: اگر پنجره های یک ساختمان شکسته باشد، افراد عابر احساس میکنند که کسی در آن ساختمان وجود ندارد و به آن رسیدگی نمیکند؛ جوانها به پرتاب سنگ به سایر پنجره های آن ساختمان میپردازند؛ افراد عابر احساس میکنند به تمام آن خیابان رسیدگی نمیشود؛ قاچاقی های مواد مخدر، روسپی ها و امثال آنها به این خیابان جذب میشوند؛ سرانجام یک نفر در این خیابان به قتل میرسد. به این ترتیب، یک ناهنجاری کوچک منجر به ناهنجاریهای بزرگتر و جرم های جدی میشود.
بر اساس این تجزیه و تحلیل، اگر رفتارهای ناهنجار خرد در اماکن عمومی کنترل شوند (مواردی نظیر آسیب به اموال عمومی، گدایی) این امر منجر به کاهش در جرائم جدی خواهد شد. ویلسون و کلینگ به این ترتیب مدافع «سیاست گذاری اجتماعی» در محلات هستند به گونه ای که پیشگیری از جرائم به جای واکنش نشان دادن به جرائم سرلوحه سیاستها قرار گیرد.
مقامات شهر نیویورک بر اساس این دیدگاه با سیاست عدم تحمل هر گونه ناهنجاری جزئی در مترو باعث کاهش جرائم شده اند.

منبع
ترجمه از اسکات جان، گوردون مارشال، فرهنگ جامعه شناسی آکسفورد، 2005