«اتوبانها و بزرگراههایی که میتوان با سرعت در میان انبوه اتومبیلها «لایی» کشید. «لایی» کشیدن در ترافیک خیابانها و لذت حاصل از آن، یک کنش سکسشوآل است. چنین کنشی، شبها در اتوبانها لذت بیشتری تولید میکند...شاید مفهوم سکس در ورزشی مانند بدنسازی، بسیار آشکار باشد، هنگامی که شخص بدنساز در برابر آیینه میایستد و اندام خود را نظاره میکند. آیینه ابزاری لازم برای این «خود ارضایی» بدنساز است. اما نه تنها بدنسازی بلکه همهي ورزشهایی که امروزه به ورزش قهرمانی بدل شده است، چنین ماهتی دارند. فوتبال را در نظر آورید. ....داخل کردن یک توپ درون یک سوراخ (دروازه) و لذت حاصل از این فعل. لایی زدن بازیکن مقابل به مثابه یک حریف جنسی و لذت حاصل از آن برای شخص فاعل(لایی زن) و خشم مفعول(لایی خور). فریادها و خوشحالیها و حتی عصبایتهای حاصل از برد یا باخت، همگی کنشهایی سکسشوآل هستند....برای نمونه اتومبیل پژو 206 یکی از محصولات سکسشوآل صنایع خودرو سازی پژو فرانسه است »
-------
پ ن: بعد از کمی تفکر به این نتیجه رسیدم که متن فوق الزاما نمیتواند به عنوان سند برای نظر من در خصوص اروتیک نمایی تلقی شود. چون معلوم نیست نویسنده متن فوق از مسائلی که ذکر کرده است، واقعا دچار احساس اروتیک شده باشد. اگر ایشان از لایی کشیدن و سایر اینها دچار احساس اروتیک شده باشد، این تایید کننده نظر من است. اما شاید ایشان قصد ارائه یک تفسیر زیرکانه را داشته است، به گونه ای که نشان دهد: «حتا مسائلی که مردم فکر نمیکنند جنسی باشند، در "اصل" جنسی هستند». در این صورت این نظر تایید کننده دیدگاه من نخواهد بود و در نقطه مقابل آن قرار میگیرد. چون من معتقدم معنای چیزها برای هر کس میتواند متفاوت باشد، و بنا براین چیزی به نام «اصل معنا» وجود ندارد. یک چیز میتواند معناهای متفاوتی داشته باشد، که هر کدام برای افراد معتقد به آنها «اصلی» هستند. اگر نیاز به انتخاب یک معنا باشد، میتوان به معنایی که با مشاهدات، بیشتر سازگار است، یا معنایی که برای تعداد بیشتری از افراد پذیرفته شده است اشاره کرد.
پوریا صرامی: با نظر شما موافقم که سیاست هایی که ذکر کرده اید، نتیجه ی عکس میدهند. من برای تبیین علت این پدیده، تئوری اروتیک نمایی را مطرح کرده ام که در لینک زیر میتوانید آن را مطالعه نمایید:
http://medicalsociology.persianblog.ir/post/73/
___________________________________
آقای حسین قاضیان: نظرتون رو خوندم. ولی متوجه نشدم درمیان آوردن این مفهوم برای «تبیین» چه چیزی بوده است. چون این فرآیندها، یعنی فرآیندهای تعریفی نه به موضوعات جنسی اختصاص دارد نه به جامعهیِ ما.
___________________________________
پ ص: به زبان ساده، وقتی در یک جامعه رویکردهای اخلاقی محدود کننده ی مسائل جنسی، شدت پیدا میکند، این عمل به گسترش نگرش جنسی به مسائل کمک میکند (به دلیل مفهوم سازی جنسی از مطالب). خیلی چیزهایی که در ایران برداشت جنسی از آنها میشود، در انگلستان این طور نیست. باز خوشحال میشوم بدانم کجای این بحث مبهم است، تا سعی کنم آن را به شکل بهتری بیان نمایم.
___________________________________