استثنا یعنی چیزی که با بقیه فرق دارد، و از سایرین خیلی بهتر، بدتر، بیشتر، یا کم تر است. معمولن استثناها به ندرت رخ میدهند و بیشتر مسائل معمولی اند، اما گاهی استثنائن در برخی کشورها مثل ایران همه چیز استثنایی است و به ندرت چیزی معمولی از آب در می آید.
افراد در ایران:- در ایران هیچ کس یک آدم عادی نیست؛ همه یا نابغه، فرشته و خیلی دوست داشتنی هستند (از دید خودشان)، یا کودن، بدجنس و چندش آور (از دید دیگران).
- در تمام تاریخ ایران یک نفر آدم معمولی که برخی کارهاش خوب، بعضی اش بد باشد، پیدا نمیشود و همه آدم ها یا قهرمان اند یا خائن.
- پزشک معمولی در ایران نداریم و دکترها یا دست شان شفاست و با یک نگاه علت بیماری را تشخیص میدهند و با یک نسخه مریض را خوب میکنند، یا آدمهای طماع و خطرناکی هستند که با یک سوزن عوضی مریض را به دیار باقی میفرستند.
- استاد های دانشگاه یا نابغه اند و تمام نظریات کشورهای غربی را رد میکنند، یا آدم های بیسوادی که فقط چند تا چیز حفظ کرده اند.
- سیاستمدار معمولی هم قحط است، سیاستمداران یا ناجی ملت اند یا آدم های مساله داری که اگر مزدور بیگانه نباشند، قطعن نادان و مغرض اند.
نتیجه ۱: در ایران رابطه معمولی بین آدم ها وجود ندارد، افراد یا مرید، عاشق، و خیلی چاکر همدیگرند، یا دشمن یکدیگر.
نتیجه ۲: در ایران «عادی بودن» یک صفت غیرعادی برای آدمهاست و به معنای بی ارزش بودن یک نفر است، مثل یک دکتر معمولی یا یک شاعر عادی.
نتیجه ۳: در ایران همه فکر میکنند با بقیه فرق دارند، و با تکرار روش دیگران، به همان سرنوشت دچار میشوند.
زمان ها در ایران:- هیچ روز، ماه یا سالی در ایران عادی و معمولی نیست و همیشه در یک مقطع استثنایی و بحرانی هستیم.
- در عرصه سیاسی، سه هزار سال است که یا با کشورهای دور و نزدیک در حال جنگ بوده ایم، یا خودمان در حال تغییر سلسله و جنگ داخلی.
- بیشتر ایرانی ها، همیشه به لحاظ درسی، کاری، یا خانوادگی در بحران هستند، طوری که کارهایی که آدم ها در شرایط عادی انجام میدهند از قبیل مطالعه و ورزش کردن، هرگز انجام نمیشوند.
شرایط در ایران:- در مواجه با یک قانون، تمام ایرانی ها با تلاش و چانه زنی بسیار ثابت میکنند شرایط آنها عادی نیست و باید قانون برای آنها استثنا شود و یا شخصا خودشان از اجرای قانون فرار میکنند. هر کس به دلیلی این توقع را دارد، مثلن چون پرمشغله، بیکار، سالم، بیمار، پولدار، فقیر، جوان، پیر، یا خیلی چیزهای دیگر هستند.
- همه ایرانی ها آدم های بسیار خوب و شریفی هستند و بر خلاف بقیه جاهای دنیا که همیشه تعدادی آدم ناجور هم پیدا میشود، در ایران استثنائن همه افراد عاشق راستگویی و درستکاری هستند. البته گاهی استثنائن کارهای بدی انجام میشود و کارهای خوب انجام نمیشود (در مورد مقدار این موارد استثنایی به بخش قبلی رجوع شود).
- در ایران چون شرایط «فعلی» استثنایی تلقی میشود، بنابراین تصور میشود که با موارد دیگر فرق دارد و نمیشود از تجربه های قبلی استفاده کرد. برای همین کتابهای جامعه شناسی و تاریخ فقط برای تزئین کتابخانه مناسب اند.
- در ایران همیشه چشم انتظار موفقیت های استثنایی و باد آورده هستیم. میدانیم که مثلن تیم فوتبال مان تمرین و آمادگی ندارد، اما ته دلمان امید داریم به شکلی استثنایی جام جهانی را به خانه بیاورد.
- در ایران همیشه همان روشهای قبلی تکرار میشود، به این امید که شاید این دفعه نتیجه متفاوتی حاصل شود.
افراد در انگلستان:- در مدارس هر دانش آموزی یک فرد عادی است که به خاطر نقاط قوت اش تشویق میشود و مواردی که نیاز به پیشرفت دارد نیز یادآوری میشود. چیزی به اسم شاگرد اول وجود ندارد.
- پزشک ها به دلیل داشتن مدرک دانشگاهی، از دید مردم همه شان قابلیت طبابت را دارند و در صورت نیاز، پزشک در حضور مریض مطالعه میکند.
- استادهای دانشگاه در برخی زمینه ها دارای تخصص و تجربه اند و در سایر زمینه ها با صدای بلند اعلام میکنند چیزی نمیدانند.
- سیاستمداران افرادی معمولی اند که به دلیل قابلیت خطا کردن، مدام زیر ذره بین قانون و مطبوعات هستند.
نتیجه: افراد به دیگران احترام میگذارند، ولی به خاطر دیگران خودشان را به زحمت نمی اندازند.
زمان و شرایط در انگلستان:- در قانون مصادیق موارد بحرانی و استثنایی پیش بینی شده و تنها در آن موارد قانون های عادی نقض میشوند. مثلن ماشین های پلیس و آتش نشانی در بیشتر موارد مثل بقیه ماشین ها پشت چراغ قرمز صبر میکنند، ولی اگر واقعن در حال ماموریت باشند، از آژیر استفاده کرده و قوانین را نقض می کنند.
- علم و مشاهده خیلی مهم است، چون فرض بر این است که موارد استثنایی کم رخ میدهند و با کمک تجربه و مشاهده میشود مسائل را پیش بینی و کنترل کرد.