واژه و واقعیت

تو بگو: «ماست سیاه است»،
و به این امید بنشین، که من باور کنم.
و در ذهن خود، گفته ی تو را تکرار کنم.
ولی کاسه مرا چه خواهی کرد؟
که از گفته ی تو فارغ است؛
و با سحر واژگان تو، رنگش تغییر نخواهد کرد!

باور مرا رها کن؛
این مشکل تو نیست.
چشمان خود بگشا؛
تا بدانی نقص کار از چیست.

۲ نظر:

در آستین مرقع گفت...

سلام جناب استاد

هر باری که به وبلاگ شما سر میزنم ارادتم بیشتر و بیشتر می شود در طول این دو سه سال

P Sarrami گفت...

وانای گرامی، شما همیشه محبت داشته ای بسیار ممنونم. راستی، مدتها قبل از من خواسته بودی شعری را برای شما تفسیر بکنم، که فرصت نکردم وبه خاطر آن عذر میخواهم.