سال 1388 برای ایرانیان ناتینگهام با حوادث گوناگونی همراه بود، که در ذیل (با کلامی محاوره ای) به برخی از آنها اشاره کرده ام:
سال هشتاد و هشت
همین سالی که گذشت
اومد به دنیا مهرسا
با تارا و طهورا
فارغ شدیم با خنده
جواد و شهاب و بنده
(امیر و ایمان یادم بود،
تنگی ز قافیه م بود!)
بعضیا درس رو یار شدند
خیلی سپاسگزار شدند
امسال رفت دیانت
اومد و رفت رضایت
دکتر مقدس گل
مقبولی و توکل-
-ی ش را اوردم این جا
چون که نبود جا اون جا*
حلال حروم نباشه
اسم حمید هم باشه
نکته دیگه کدومه؟
وقتم انگار تمومه!
فقط بگم همینو:
مبارکه سال نو!
-------
* این تکنیک را از آقای خلیل جوادی یاد گرفتم که در شعر «محکمه الهی» گفت:
از اون نگـاههـای عـاقل انـدر ـــــ
[ سفیه ] شــــــو بـاید بیــارم ایـن ور
[ سفیه ] شــــــو بـاید بیــارم ایـن ور
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر