نوروز

نوروز هنگامی که توجه ما به تغییر طبیعت جلب میشود، بد نیست که دقت نماییم، خود جزئی از این طبیعت هستیم و تغییر کردن، سرنوشتی محتوم برای ماست. بدین سبب هم در دعای سال نو از خداوند، سرچشمه همه تغییرات، میخواهیم تغییر ما را به سمت نیکی رهنما شود. این تغییر تنها به رشد کودکان و فرسودگی بزرگسالان اشاره نمیکند، که بیانگر تغییر احساس و افکار آدمها نیز هست. تغییر یک احساس تلخ، خود موهتبی بزرگ است، البته به شرط آن که افراد با عادتهای غلط خود به یادآوری خاطرات ناخوشایند نپردازند. برعکس افکار خوب (نعمتهای خدا و محبتهای اطرافیان) و خاطرات خوش را باید زنده نگه داشت و نسبت به یادآوری مداوم آنها همت گذاشت. شعر، فارغ از درستی و نادرستی وزن و قافیه آن، راهی مناسب به این منظور است.

سال 1388 برای ایرانیان ناتینگهام با حوادث گوناگونی همراه بود، که در ذیل (با کلامی محاوره ای) به برخی از آنها اشاره کرده ام:

سال هشتاد و هشت
همین سالی که گذشت
اومد به دنیا مهرسا
با تارا و طهورا
فارغ شدیم با خنده
جواد و شهاب و بنده
(امیر و ایمان یادم بود،
تنگی ز قافیه م بود!)
بعضیا درس رو یار شدند
خیلی سپاسگزار شدند
امسال رفت دیانت
اومد و رفت رضایت
دکتر مقدس گل
مقبولی و توکل-
-ی ش را اوردم این جا
چون که نبود جا اون جا*
حلال حروم نباشه
اسم حمید هم باشه
نکته دیگه کدومه؟
وقتم انگار تمومه!
فقط بگم همینو:
مبارکه سال نو!


-------
* این تکنیک را از آقای خلیل جوادی یاد گرفتم که در شعر «محکمه الهی» گفت:
از اون نگـاههـای عـاقل انـدر ـــــ
[ سفیه ] شــــــو بـاید بیــارم ایـن ور

هیچ نظری موجود نیست: