پندی بدین رسایی، کس در کلام ندارد
از آتشی معذب؟ هیزم بدان نینداز
ورنه فرونگیرد، با این صراط و آن ساز
شخصی به یک جرقه، سوزد همه وجودش
باید که هش بدارد، در کار و حال و روزش
سرد است اگر وجودت، خود را ملامت آور
هیزم دریغ کردی؟ نام از تشت نیاور
-------------------
مولوی:
تا که هیزم مینهی بر آتشی
کی بمیرد آتش از هیزم کشی
تا که هیزم مینهی بر آتشی
کی بمیرد آتش از هیزم کشی
0 یادداشت خوانندگان:
ارسال يک نظر